آنهایى که روى خاک نینوا افتاده بودند و از عظمت همه افلاک و همه ملائکه بالاتر بودند؛ آنچه آنها را به اینجا رساند، همین دل مستغیث به حق آنها بود، همین ذکر «یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ» آنها بود، که باعث شد این وجود، کم نیاورد، در حالى که ما مبتلا به حالت هایى هستیم و بت هایى داریم که از پسِ این بت هاى بزرگ؛ یعنى نفس، خلق، دنیا و شیطان برنیامده ایم و نخواهیم آمد، مگر اینکه او مدد و دستگیرى کند.
گام اول در حرکت، این است که از حالت ها و طاعت ها بگذریم، که اینها ملاک نیستند. آنچه از انسان مى خواهند، انکسار است. این ادعا، ادعاى بزرگى است. در آن تأمل کنید!
ملاک تقرب و ملاک وصال، چیزى جز طاعت و عصیان است.
پس حقیقت اخبات، آن تواضع، آن ترس، آن ذلت، آن انکسار و آن استغاثه است. اینها همه، لازمه یکدیگر هستند.
زمینه اى که اخبات را ایجاد مى کند، فهم و ذکر و حبّ و بلاء و عبرت است.
و اثر اخبات هم، این است که دل، خاشع مى شود. در معاشرت ها و برخوردها، نرمى و مهربانى و لینت مى آید: «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُم».
وقتى رحمت الهى به قلب مخبت واصل شود، این دل، دریا مى شود. این دل، نرم مى شود و همه عالم را تحمل مى کند. دشمن را تحمل مى کند.
اینها شوخى نیست! اینها سیر طبیعى است که مُسَیِّرش حق است: «هُوَ الَّذِى یُسَیِّرُکُمْ»
اخبات/علی صفایی حائری/ ص 65
164- آمادگی...
ما را در سایت 164- آمادگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 89 تاريخ: چهارشنبه 15 دی 1395 ساعت: 15:40